تبليغاتX
بینش

قالب پرشین بلاگ


بینش
مشاوره-علمی-آموزشی
آخرين مطالب
لینک دوستان
کودک در حال مطالعهکودک در حال مطالعه 
تشویق کودک به مطالعه 

باید کاری کنید تا مطالعه از نظر کودک تجربه ای موفق و لذت بخش باشد. سعی کنید هر روز یا

لااقل هفته ای چند بار برای کودکتان کتاب بخوانید و خود را به این کار عادت دهید.

کتابهایی انتخاب کنید که با سطح علایق کودکتان تناسب داشته و ظاهر زیبا و تصاویر جذابی داشته

باشند. اولین کتابهای کودک باید کوتاه و فقط دارای چند صفحه باشند. همچنین باید حاوی تصاویر

بزرگی با جزئیات اندک باشد.کتابهایی انتخاب کنید که واژگان آنها برای کودک قابل فهم باشد. اگر در

جوی آرام و راحت برای کودکتان کتاب بخوانید، او لذت بیشتری خواهد برد.

کودکتان را تشویق کنید به چیزهایی که در تصاویر هستند توجه کند و اتفاقات بعدی را حدس بزند و

با انجام اینکارها او را تشویق کنید.

اگر کودکتان درخواست کرد، کتاب را مجددا برایش بخوانید. بهترین راه برای سنجش علاقه کودکتان

به یک موضوع اینست که ببینید او چقدر راجع به آن صحبت می کند و چند بار خود به خود سراغ آن

کتاب می رود.

هر زمان کودک شما نشان داد برای مطالعه آمادگی دارد، کتابهای آشنای مورد علاقه او را که قابل

 "خواندن" هستند، هر چند کودک شما لغات آن را حفظ کرده باشد، برایش بیاورید. در سنین بالاتر

کودک شما این لغات آشنا را در سایر کتابها می بیند و می تواند آنها را واقعا بخواند.

کتابهای جدیدی برای کودک خود تهیه کنید که داستان را با تکرار زیاد بیان می کنند و هر یک از لغات

چندین بار در آنها به چشم می خورد.

حتی زمانی که خود کودک توانایی کتاب خواندن را پیدا کرد، از کتاب خواندن برای او دست برندارید. با

این کار، کودک شما هنوز از اینکه کی تواند از مصاحبت نزدیک با شما برخوردار باشد، لذت می برد.

به کودکتان یاد بدهید از کتابها مواظبت کند، آنها را تمیز و مرتب نگه دارد، و داخل آنها خط نکشد.

کتابها را در اتاق کودکتان روی قفسه های کوتاه بچینید، اینکار او را تشویق می کند که کتابها را مرور

کند و از نظر بگذراند. ترتیبی اتخاذ کنید که همیشه کتابهای متنوعی دم دست وجود داشته باشد.از کتاب:  " همه کودکان تیزهوشند اگر...

[ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 9:59 ] [ سید حسین اطیابی (مشاور خانواده) ]

با فلفل سیاه به جنگ چربی بروید

فلفل سیاه به دلیل داشتن ماده "پپرین" که موجب طعم تند فلفل می‌شود، تشکیل سلول‌های جدید چربی را متوقف می‌کند و خاصیت ضد چربی دارد.

به گزارش ایسنا، تحقیقات گذشته نشان می‌دهد که فلفل سیاه علاوه برداشتن مزیت‌های بسیار بر سلامتی، میزان چربی جریان خون را کاهش می‌دهد.
 
اکنون محققان طی تحقیقات آزمایشگاهی و مدل‌های کامپیوتری دریافتند که «پپرین» در فعالیت ژنی که مسؤول کنترل تشکیل سلول‌های جدید چربی است، دخالت می‌کند.
 
«پپرین» همچنین ممکن است فعالیت‌های زنجیره‌ای متابولیکی که در حفظ کنترل چربی نقش دارد را هدف قرار دهد.
 
پژوهشگران معتقدند که این یافته باعث استفاده وسیع از عصاره پپرین یا فلفل سیاه در جنگ با چربی و سایر بیماری‌های مربوطه خواهد شد.

[ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 9:43 ] [ سید حسین اطیابی (مشاور خانواده) ]

عزت نفس در کودکان و نوجوانان:

یک فرد با عزت نفس بالا، در واقع فردی است که بطور واقع گرایانه نقاط ضعف و قدرت خویش را

 می داند. برای شخصیت خود ارزش قائل است و خودش را به گونه ای مثبت ارزیابی می کند و

 سعی دارد تا بصورت منطقی شخصیت خود را بهبود ببخشد.

رهنمودهایی برای افزایش میزان عزت نفس در کودکان و نوجوانان:

1. به فرزندان خود احترام گذاشته و هنگام ابراز عقیده به سخنان آنها توجه کنید.

2. در برخورد با فرزندان هرگز از لقبهای ناپسند و نسبتهای ناروا استفاده نکنید.

3. از تحمیل عقاید خویش به فرزندان خودداری کنید.

4. از مقایسه فرزندان با یکدیگر و یا با دیگر همسالان جدا پرهیز کنید.

5. در پذیرش و ابراز محبت به فرزندان هیچگاه به جنسیت آنها توجه نکنید.

6. زمینه را برای کسب تجارب موفقیت آمیز برای کودکان و نوجوانان افزایش دهید.

7. در اعطای مسئولیت به فرزندان به تفاوتهای فردی آنها و به حدود توانمندیهایشان توجه کنید.

8. هنگام مواجه شدن فرزندان با شکست آنها را طرد نکنید.

9. زمانی که فرزندان مرتکب عمل شایسته و رضایت بخشی شدند سعی کنید عمل آنها را

تشویق کنید نه خودشان را و بر عکس، اگر رفتار نامطلوبی انجام می دهند، عمل آنها را طرد کنید

نه شخصیتشان را.

10. با ایجاد جو مشاوره و تبادل نظر در محیط منزل، اجازه ابراز شخصیت و احساس خود

ارزشمندی را در کودکان و نوجوانان ایجاد کنید.

11. هرگز به تحقیر و خرد کردن شخصیت فرزندان اقدام نکنید.

12. برای ورود فرزندان به اجتماع و کسب تجربه های موفقیت آمیز در این خصوص، به تقویت

مهارتهای اجتماعی آنها بپردازید.

13. کودکان و نوجوانان را با الگوی رفتاری مطلوب و شخصیتهای ارزشمندی که از عزت نفس

بالایی برخوردارند، آشنا کنید.

14. از تعارض و کشمکش با همسر خودداری کنید و با هماهنگی و ارزش گذاری به نظرات

همسر، زمینه را برای ارضای نیاز فرزندان به امنیت روانی و تقویت حس عزت نفس هموار کنید.از کتاب  " 12 رهنمود تربیتی برای اولیاء و مربیان "

[ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ] [ 17:24 ] [ سید حسین اطیابی (مشاور خانواده) ]
 
 
 راه های تقویت اعتمادبه نفس در کودکان ونوجوانان

۱. در برخورد با فرزندان سعی کنید توانمندیهای آنان را مدنظر قرار دهید، نه ضعفها و

ناتواناییهایشان را. والدین بایستی با دید مثبت به فرزندانشان نگاه کنند چون اگر نگرش آنها

آکنده از ضعف و بدبینی و ناامیدی باشد بدون شک در کودکانشان حالاتی نظیر  گوشه گیری،

 درون گرایی، حقارت و کم رویی بوجود می آید. در محیط مدرسه هم به جای پرداختن به نقاط

 ضعف دانش آموزان باید به تقویت جنبه های مثبت آنها پرداخته و از تحقیر و توبیخ آنها در حضور

 دیگران خودداری کرد. 

۲. در پذیرش و ابراز محبت به فرزندان به جنسیت انها توجه نکنید. اگر والدین در محبت و پذیرش

 فرزندان به جنسیت آنها توجه کنند، نهال ضعف، حقارت، کم رویی و سرخوردگی را در وجود آنها

 خواهند کاشت.

۳. به فرزندانتان فرصت دهید تا با استقلال و آزادی کنترل شده تجارب خوشایندی را کسب کنند .

توجه به این اصل مهم در آموزش و پرورش منجر خواهد شد تا شرایط برای به فعلیت رساندن

استعدادهای بالقوه مهیا شده و نیروی ابتکار و خلاقیت آنان رشد کند.

۴. زمینه را برای کسب موفقیت و پیروزی فرزندانتان در ابعاد مختلف فراهم کنید. زیرا اینکار باعث

بوجود آمدن اعتماد به نفس در فرزندتان بخصوص در ایام بلوغ می شود.

۵. قدرت تحمل فرزندان را برای مواجه شدن با مشکلات و ناکامیهای اجتماعی افزایش دهید.

۶. انتظارات خود را با تواناییهای فرزندان منطبق کنید.

۷. از مقایسه فرزندان با یکدیگر بپرهیزید. رفتار فرزند را با رفتارهای قبلی خودش مقایسه کنید.

۸. به تقویت مهارتهای اجتماعی فرزندان اقدام کنید. توانایی برقراری ارتباط صحیح و مثبت با

دیگران از شاخصهای وجود اعتماد به نفس و ارزش اجتماعی است.

۹. از ابراز محبت افراطی به فرزندان خودداری کنید.

۱۰. از تنبیه کردن بی رویه فرزندان به طور جدی پرهیز کنید.

۱۱. کودکان و نوجوانان را با الگوهای رفتاری مطلوب آشنا کنید. بطور مثال آنها را با زندگی

انسانهای بزرگ تاریخ که نمونه عزت نفس و اعتماد به نفس بوده اند آشنا کنید.       

[ چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 ] [ 11:42 ] [ سید حسین اطیابی (مشاور خانواده) ]
 

محاسبه عمر خیلی ارزشمندتر است

تصور کن برنده یک مسابقه شدی و جایزه ات اینه که بانک هرروز صبح یک حساب برات باز می کنه و توش هشتادوشش هزاروچهارصد دلار پول می گذاره ولی دوتا شرط داره. یکی اینکه همه پول را باید تا شب خرج کنی، وگرنه هرچی اضافه بیاد ازت پس می گیرند. نمی تونی تقلب کنی و یا اضافهٔ پول را به حساب دیگه ای منتقل کنی. هرروز صبح بانک برات یک حساب جدید با همون موجودی باز می کنه. شرط بعدی اینه که بانک می تونه هروقت بخواد بدون اطلاع قبلی حسابو ببنده و بگه جایزه تموم شد. حالا بگو چه طوری عمل می کنی؟»او زمان زیادی برای پاسخ به این سوال نیاز نداشت و سریعا .....«همه ما این حساب جادویی را در اختیار داریم: زمان. این حساب با ثانیه ها پر می شه.هرروزکه از خواب بیدار میشیم هشتادوشش هزارو چهارصد ثانیه به ما جایزه میدن و شب که می خوابیم مقداری را که مصرف نکردیم نمیتونیم به روز بعد منتقل کنیم. لحظه هایی که زندگی نکردیم از دستمون رفته. دیروز ناپدید شده. هرروز صبح جادو می شه و هشتادوشش هزاروچهارصد ثانیه به ما میدن. یادت باشه که من و تو فعلا از این نعمت برخورداریم ولی بانک می تونه هروقت بخواد حسابو بدون اطلاع قبلی ببنده. ما به جای استفاده از موجودیمون نشستیم بحث و جدل می کنیم و غصه می خوریم. بیائيم اززمانی که برامون باقی مونده لذت ببریم. .»قسمتي از كتاب کاش حقیقت داشت مارك لوي

[ سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 23:10 ] [ سید حسین اطیابی (مشاور خانواده) ]
   
ما انسانها در هر موقعیتی معمولا آن چیزی را می بینیم که دوست داریم ببینیم
مردي صبح از خواب بيدار شد و ديد تبرش ناپديد شده . شك كرد كه همسايه اش آن را دزديده باشد ، براي همين ، تمام روز اور ا زير نظر گرفت.
متوجه شد كه همسايه اش در دزدي مهارت دارد ، مثل يك دزد راه مي رود ، مثل دزدي كه مي خواهد چيزي را پنهان كند ، پچ پچ مي كند ،آن قدر از شكش مطمئن شد كه تصميم گرفت به خانه برگردد ، لباسش را عوض كند ، نزد قاضي برود و شكايت كند .
اما همين كه وارد خانه شد ، تبرش را پيدا كرد . زنش آن را جابه جا كرده بود. مرد از خانه بيرون رفت و دوباره همسايه اش را زير نظر گرفت و دريافت كه او مثل يك آدم شريف راه مي رود ، حرف مي زند ، و رفتار مي كند .   
همیشه این نکته را به یاد داشته باشید که
ما انسانها در هر موقعیتی معمولا آن چیزی را می بینیم که دوست داریم ببینیم
[ سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 22:52 ] [ سید حسین اطیابی (مشاور خانواده) ]
 

ورزشهای هوازی 

ورزشهای هوازی به ورزشهایی خطاب می شود که مصرف اکسیژن آنها با تحرک عضلات

متناسب است و در نتیجه سلولها به وام اکسیژن نیاز پیدا نمی کنند. از این رو می توانند برای

مدت طولانی به شیوه ای یک نواخت و مناسب ادامه یابند. به علاوه تاثیرات فیزیولوژیکی این

گونه ورزشها بسیار خوب و مفید است. چرا که ریه ها به سهولت هوا را پذیرفته و آن را فرآیند

می کند، از آن گذشته قلب مانند تلمبه ای نیرومند به آرامی خون را روانه سلولها می کند،

حجم خون افزایش می یابد و تمام سلولها را به طور کامل مشروب می کند. ورزشهای چربی

سوز ظرفیت پذیرش اکسیژن را زیاد می کند و تهویه ریوی را بهبود می بخشد، از این رو سوخت

و ساز درون سلولی به بهترین شیوه انجام می پذیرد و در نتیجه پیوسته بر قدرت و استقامت

عضلات افزوده می شود. دوی هزار متر در کمتر از پنج دقیقه، ششصد متر شنا در کمتر از پانزده

دقیقه، هشت کیلومتر دوچرخه سواری در کمتر از بیست دقیقه و دوچرخه سواری ثابت در 

دوازده دقیقه از جمله تمرینات ورزشی هوازی هستند. به طور کلی مزایای ورزشهای هوازی به

شرح زیر است:

1)   انعطاف پذیری رگها افزایش یافته و خون به سهولت در آنها جریان می یابد.

2)   کیفیت تهویه ریوی افزایش می یابد.

3)   حجم جریان خون به خصوص هموگلوبین و سلولهای قرمز زیاد می شود.

4)   سلامتی سلولها توسط اکسیژن بیشتر تضمین می شود.

5)   عملکرد قلب متعادل می شود.

6)   عمل بلع، هضم و دفع راحت تر انجام می پذیرد.

7)   کیفیت خواب و استراحت بهتر می شود.

 8)   فشارهای روحی برطرف و آرامش خیال بر ذهن حاکم می شود .از کتاب:  زندگی سالم     نویسنده: آنتونی رابینز   

[ شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 23:20 ] [ سید حسین اطیابی (مشاور خانواده) ]

با همسر عصبانی چطور برخورد کنیم؟

رفتار با شوهر بداخلاق، كار ساده ای نیست. مردان بیشتر كلامی هستند و به همین خاطر باید اجازه دهید عصبانیت خود را بیرون بریزند. درحالی كه زنان تمام خشم خود را درون خود نگه می دارند و با گریستن آن را نشان می دهند. درمورد یك زوج متأهل، تمام خشم مرد متوجه زن خواهد بود چون او نزدیكترین فرد به شوهرش می باشد.خشمی كه از طرف شوهرتان سر می زند، مستقیماً شما را هدف قرار نمی دهد. در این شرایط شما به اندازه كافی به احساساتی شدن گرایش دارید. اندیشیدن به شوهرتان كه همیشه با خشم برخورد می كند، باعث می گردد احساس فرومایگی كنید و این امری كاملاً طبیعی است. شما باید یك قدم به عقب بردارید و عملاً به آنچه رخ داده است بیندیشید و دلیلی كه در پس این رفتار وجود دارد را بیابید.استرس، ناامیدی و ترس، مردان را عصبانی می كند. می توانید به همسرتان بگویید كه  می دانید او این روزها چه استرس فراوانی دارد و این مسئله او را عصبی كرده است . با همسرتان شفاف و روشن گفت و گو كنید و او را بدون قید و شرط حمایت كنید. ۶ نكته برای آرام کردن شوهران خشمگین۱ - نگذارید همسرتان درگیر خشم خود گردد. اگر دیدید عصبانی است، او را تنها بگذارید. اگر فكر می كنید كه مسئله خاصی باعث عصبانیت همسرتان می شود، از طرح آن موضوعات اجتناب كنید.۲ - عصبانیت به آسیب های فیزیكی و عاطفی می انجامد. با شوهرتان لجبازی نكنید. در عوض سعی كنید راه هایی برای درك و حمایت او بیابید.۳ - شما باید درون خودتان را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهید. باید به این فكر كنید كه چرا همسرتان عصبانیت خود را برسر شما خالی كرد. غر نزنید، زیرا نتیجه ای جز انفجار عصبانیت و بدتر شدن شرایط ندارد.۴ - طوری رفتار كنید كه همسرتان با شما احساس راحتی كند. شما می توانید انفجار خشم همسرتان را با برقراری ارتباطی درست با وی، خنثی كنید. گفت و گو با همسرتان به هیچ وجه او را ناراحت نخواهد كرد. پس از اینكه با او گفت و گو كردید، درخواهید یافت كه همه چیز به حالت عادی بازگشته است. این زمان مناسبی است تا با شریك زندگی خود روبه رو شوید.۵ - شوهرتان را درك كنید. درك شما از او طغیان خشمش را كمتر می كند. در ضمن شنونده خوبی باشید.۶ - اگر متوجه شده اید كه شوهرتان بیش از اندازه عصبانی می شود، می توانید از یك متخصص كمك بگیرید. از او بخواهید كه خود را متعهد به انجام برنامه های مدیریت خشم نماید.مرجع خبر: تبیان

[ پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391 ] [ 17:18 ] [ سید حسین اطیابی (مشاور خانواده) ]

رازهای زندگی

1.    هر آنچه برای شاد بودن نیاز دارید در درون خود شماست.

2.    هدف زندگی آن است که شما تا حد بهترین انسانی که می توانید بشوید، رشد کنید.

3.    تغییر اجتناب ناپذیر است، پس دست از مقاومت بردارید و تسلیم جریان زندگی شوید.

4.    همه موانع درس هایی هستند که لباس مبدل به تن کرده اند، آنها را گرامی بدارید و از آنها بیاموزید.

5.    ترس احساس سر زندگی را از شما می رباید- شهامت خود را بزرگتر از ترستان کنید

  6.  همه روابط آینه و همه مردم آموزگاران شما هستند.

[ پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391 ] [ 16:58 ] [ سید حسین اطیابی (مشاور خانواده) ]
 

موفقیت یعنی ادامه دادن به ادامه دادن

همه می‌خواهند بدانند موفقیت چیست. اما یکی از بهترین راه‌ها برای این‌که بدانیم چیزی چیست، این است که بدانیم چه نیست.
موفقیت به معنی مشکل نداشتن نیست. ما انسانیم و همه مشکلاتی داریم. همه آدم‌های موفق هم مشکلاتی دارند و گاه مشکلات بسیار بزرگی دارند. مهم طرز برخورد با مشکلات و نگرش درست نسبت به آنهاست. ما قرار نیست بی‌مشکل باشیم. مشکلات و چالش‌های زندگی، فرصت‌های رشد هستند. انسان‌های موفق آنهایی هستند که از "فرصت" مشکلات بهترین استفاده را می‌کنند.
موفقیت به معنی بیمار نشدن نیست. بیماری‌ها و ناتوانی‌های جسمی نیز مثل بقیه مشکلات زندگی، می‌توانند فرصت‌های رشد باشند. همه ما انسان‌ها گاهی بیمار می‌شویم و حتی ممکن است با بیماری و محدودیت و ناتوانی جسمی به دنیا بیاییم. انسان‌های موفق آنهایی هستند که این محدودیت‌ها را در هم می‌شکنند و با نیروی شدید ناشی از تمرکز روی آن‌چه می‌خواهند پیش می‌روند.
موفقیت به معنی بی‌غم بودن نیست. همه ما گاهی دلتنگ و غصه‌دار می‌شویم و هوای دلمان گرفته و ابری می‌شود. ما انسان هستیم و در طول زندگیمان انواع عواطف را تجربه می‌کنیم. هیچ‌کس نمی‌تواند بی‌وقفه شاد باشد. آدم‌های موفق هم گریه می‌کنند و گاهی خیلی گریه می‌کنند. اما آنها همیشه تصویر بزرگ‌تر را پیش چشم دارند و در سخت‌ترین شرایط و در اوج اندوه و غم نیز ناامید نمی‌شوند.
موفقیت به معنی شکست نخوردن نیست. همه ما هر از گاه شکست می‌خوریم. در واقع هر کس موفقیت‌های بیشتر و بزرگ‌تری کسب کرده، شکست‌های بزرگ‌تری هم خورده است.
مثال ادیسون و صدها بار تلاش نافرجامش برای اختراع لامپ را دیگر همه از حفظ هستیم.
شکست شغلی و شکست عاطفی، شکست مالی و پولی، شکست‌های کوچک و بزرگ بخشی از زندگی بشر بر روی زمین است. آدم‌های موفق آنهایی هستند که همچون کیمیاگران می‌توانند فلز پَست شکست را به طلای موفقیت بدل کنند.
موفقیت به معنی شهرت و معروفیت نیست. بسیاری از موفق‌ترین انسان‌ها هرگز در طول عمرشان معروف نشده و اهمیتی هم به این نداده‌اند. اشخاص موفق بسیاری، گمنام زندگی کرده‌اند و گمنام از دنیا رفته‌اند. هر چند در عصر ما یعنی "عصر اطلاعات"، اخبار موفقیت‌ها به سرعت پخش می‌شود و آدم‌های خیلی موفق مشهور می‌شوند، اما الزاما این‌طور نیست، یعنی اگر کسی مشهور نبود به این معنی نیست که موفق نیست.
موفقیت به معنی خیلی پولدار شدن هم نیست. هر چند اشخاص موفق حتما می‌توانند زندگی مادی و امور مالی خود را به خوبی اداره کنند اما ممکن است جزو ثروتمندترین افراد جامعه نباشند و یا نخواهند زندگی پرزرق و برق داشته باشند. آدم‌های موفقی هستند که ترجیح می‌دهند زندگیشان را ساده نگه دارند تا تمرکز روی کارشان و آن‌چه را که برایش آفریده شده‌اند حفظ کنند. گفته مشهور اینشتن در رابطه با "زندگی ساده، ساده، ساده‌تر" حاکی از همین نگرش اساسی است.
موفقیت به معنی کسب رضایت خاطر عمیق در زندگی است، رضایت خاطری که از تلاش پیوسته در مسیری مشخص می‌آید. موفقیت به معنی رضایت‌خاطر از زندگی خود – هر چه که هست – است؛ رضایت‌خاطری که در اصل از ادامه دادن به کارِ زندگی خود حاصل می‌شود: ادامه دادن و دست نکشیدن از آرمانی، آرزویی، هدفی، کاری، کوششی که برایمان عزیز و گرانقدر است.
در یک کلام، موفقیت یعنی ادامه دادن به ادامه دادن.
خوب است هر از گاهی به خودمان یادآور شویم که:
- معمار بزرگ مسجد بی‌نظیر شیخ لطف‌ا... اصفهان، آن بنای معظم و ماندگار را ظرف سی سال ساخت، با ادامه دادن به کار در هر روز، هر روز یک کاشی.
- ادیسون لامپ را یک‌شبه اختراع نکرد، بلکه این سنگ‌بنای بسیاری از اختراعات قرن بیستم را طی سالیان متمادی، پس از تحمل شکست بعد شکست، با آزمایشات بسیار اختراع کرد، و با نزدیک شدن به هدف، هر روز یک گام؛ ادامه دادن به کار به طور روز‌به‌روز؛ هر روز یک عمل.
- هر کار ماندگار هنری، علمی، خلاق، بزرگ، انسانی، عمیق و ارزشمند در مدت زمان طولانی - گاه در تمام طول عمر – صورت گرفته است اما به صورت گام به گام، روز به روز.
وقتی بدانیم که زندگی دوی سرعت نیست بلکه مسیر مداومی از گام‌هایی است که روز‌به‌روز برداشته می‌شود، قوی‌تر و آرام‌تر می‌شویم. وقتی بدانیم کار ما ادامه دادن به کار است، موفق‌تر می‌شویم.
موفقیت به معنی شکست نخوردن نیست. همه ما هر از گاه شکست می‌خوریم. در واقع هر کس موفقیت‌های بیشتر و بزرگ‌تری کسب کرده، شکست‌های بزرگ‌تری هم خورده است.
برگرفته از: مجله موفقیت

[ چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 16:43 ] [ سید حسین اطیابی (مشاور خانواده) ]
پنج زبان عشق کودکان
 

برای اینکه کودک ما، عشقمان را احساس کند، ما باید صحبت کردن به زبان عشق خاص او را
بیاموزیم. هر کودکی راه بخصوصی برای دریافت عشق دارد. اساسا پنج راه هست که کودکان
( و در واقع همه مردم ) عشق عاطفی را می فهمند و به زبان آن صحبت می کنند:
تماس فیزیکی، کلام تایید آمیز، وقت گذاشتن برای یکدیگر، هدیه دادن، و خدمت کردن به یکدیگر.
تماس فیزیکی آسانترین زبان عشق برای استفاده همیشگی و بی قید و شرط است. والدین
همیشه این فرصت را دارند تا با نوازش کودکانشان پیام عشق خود را به آنان برسانند.
نوزادانی که والدینشان آنها را در آغوش می گیرند و می بوسند و نوازش می کنند در آینده زندگی
عاطفی سالم تری نسبت به نوزادانی خواهند داشت که مدت زمانی طولانی از تماس فیزیکی
محروم مانده اند.
زبان دوم عشق کلام تایید آمیز است. برخی از کودکان هنگامی که مورد تایید و تمجید واقع
می شوند بیشترین محبت را احساس می کنند. والدینی که با دلسوزی تمام می خواهند
فرزندانشان را راهنمایی کنند باید به دقت به علایق و استعدادهای فرزند خود توجه کرده و به
به طور شفاهی او را تشویق و هدایت کنند. از فعالیتهای آموزشی و تحصیلی گرفته تا آداب
ساده معاشرت و نیز هنر پیچیده ارتباط شخصی با دیگران. والدین باید با کلام مثبت و راهنمایی
فرزندان خود، مهر و محبت خویش را به آنها نشان دهند.
وقت گذاشتن برای یکدیگر یعنی توجه کامل و متمرکز. یعنی اینکه شما تمام توجهتان را روی
کودک متمرکز کنید. بسیاری از کودکان خواهان توجه کامل والدینشان هستند. در واقع بسیاری
از رفتارهای ناهنجار دوران کودکی با هدف وقت گذراندن بیشتر با پدر و مادر صورت می گیرند.
اگر شما چند بچه دارید باید راهی پیدا کنید تا با هر یک از آنها تنها وقت بگذارید.
دادن و گرفتن هدیه به عنوان راهی برای ابراز عشق، یک پدیده جهانی است. هدیه واقعی
پاداش خدمات ارائه شده نیست، بلکه ابراز عشق به آن شخص است و به صورت آزادانه و
داوطلبانه اعطا می شود. مخزن عشق این کودکان باید مدام پر نگه داشته شود. آنها بدون این
امر نمی توانند بخوبی رشد کنند.
روزی که شما فهمیدید به زودی بچه دار می شوید، در واقع برای خدمت تمام وقت و شبانه
روزی ثبت نام کرده اید. از آنجا که کودکان به پدر و مادری احتیاج دارند که الگوی متعادلی را برای
زندگی آنها ارائه کنند، وقت گذاشتن برای بهبود زندگی زناشویی تان یک بخش اساسی انجام
وظایفتان به عنوان یک پدر یا مادر خوب است. خدمت کردن شما می تواند الگوی فرزندتان برای
احساس مسئولیت و انجام خدمت شود. این امر به کودکان کمک می کند تا از خود محوری
دست بردارند و به کمک دیگران بشتابند، و این هدف نهایی ما والدین است.
ما باید به آنها کمک کنیم تا مهارت های خودشان را پرورش دهند، علایق خودشان را دنبال کنند،
و با استفاده از عطایایی که خداوند در وجود آنها به ودیعه نهاده، به عالی ترین حد توانایی خود
نایل شوند و از طریق خدمات خود بتوانند به دیگران عشق بورزند.             
از کتاب پنج زبان عشق کودکان                               
[ جمعه هشتم اردیبهشت 1391 ] [ 21:59 ] [ سید حسین اطیابی (مشاور خانواده) ]

روانکاوی:

روانکاوی رویکردی به ذهن و اختلال‌های روانی و نحوه درمان آنها با این فرض اساسی است که بیشتر فعالیت‌های ذهنی و پردازش آنها در ضمیر ناخودآگاه رخ می‌دهد.

به عبارت دیگر روان‌کاوی روشی برای پرداختن عمیق‌تر و متمرکزتر بر ناخودآگاه ذهن افراد است. منظور از ناخودآگاه آن بخش از روان است که از دسترس آگاهی خارج شده‌است ولی به کنترل رفتار فرد ادامه می‌دهد.

این اصطلاح نخست در سال ۱۸۹۶ رایج شد. در طول روان‌کاوی، درمانگر که روان‌کاو نامیده می‌شود می‌کوشد درمانجو را نسبت به تعارض‌های ناخودآگاهش که به تجربه‌های کودکیِ وی مربوط می‌شوند، آگاه کند. در روان‌کاوی، روان‌کاو داده‌های خود را از مصاحبه‌های بالینی کسب می‌کند.

روان‌کاوی سنتی بر پایهٔ این عقیدهٔ اصلی زیگموند فروید استوار است که تعارض‌های ناخودآگاه میان بخش‌های مختلفِ روان - نهاد، خود، فراخود - علت اصلی رفتار نا بهنجار هستند.

فروید بر این باور بود که آگاهی یافتن از یک تعارضِ دردناک موجب کاهش اضطراب می‌شود. وی مشاهده کرد که هر گاه بیمارانش تجربهٔ تلخ و تکان دهنده‌ای را همراه با هیجان‌های اضطراب آور آن به یاد می‌آورند، ظاهراً از تأثیر آن تعارض بر رفتار فرد کاسته می‌شود.

البته دست‌یابی به تعارض‌های ناخودآگاه کار ساده‌ای نیست. خود، به کمک سازوکارهای دفاعی مانع از هشیاری نسبت به افکار ناخودآگاه می‌شود. کسب بینش نسبت به ناهشیاری مستلزم فریب دادن خود و تضعیف حالت دفاعی آن است. تداعی آزاد، تفسیر، تحلیل رؤیا، مقاومت و انتقال پنچ فن اصلی برای آگاهی یافتن به تعارض‌های ناخودآگاه هستند.

۱. تداعی آزاد در روان‌کاوی به بیماری گفته می‌شود که هر آن چه را که به ذهنش خطور می‌کند، بیان نماید. در واقع مبنای تداعی آزاد بر این اصل استوار است که فرد هر آنچه  که به ذهنش می‌رسد را به زبان آورد. بیماران باید بدون نگرانی در بارهٔ دردناک، خجالت آور یا غیر منطقی بودن افکارشان حرف بزنند. به افکار اجازه داده می‌شود تا آزادانه از موضوعی به موضوع دیگر بروند. بدون آنکه خود - سانسوری داشته باشند. هدف از تداعی آزاد، کاهش مقاومت‌های دفاعی است به طوری که افکار و احساسات نا هوشیار بتوانند ظاهر شوند. هدف از روانکاوی این است که تعارض‌ها (احساسات و انگیزه‌های واپس رانده شده) وارد هوشیاری شوند تا به شیوهٔ منطقی تر و واقع بینانه تر بتوان با آن‌ها بر خورد کرد. تداعی آزاد کار آسانی نیست. در گفت و گو، انسان‌ها معمولا تلاش می‌کنند تا رشتهٔ کلام را از دست ندهند و افکار نا مرتبط را بیان نکنند. با تمرین تداعی آزاد آسان تر می‌شود اما، افرادی که حتی از روی اراده (یا هوشیارانه) سعی می‌کنند افکار خود را آزاد بگذارند، گاهی متوجه می‌شوند که خودشان سد شده‌اند و نمی‌توانند جزییات یک رویداد را به خاطر بیاورند، یا نمی‌توانند بعضی افکار خود را کامل کنند. فروید عقیده داشت که علت سد شدن (بلوکینگ) یا مقاومت این است که کنترل نا هشیار بر موضوعات حساس فعال می‌شود و، هم چنین این‌ها دقیقا همان موضوعاتی هستند که باید مورد کندوکاو قرار گیرند.

۲. تفسیر. در روان‌کاوی، روان کاو صرفاً تفسیری از آن چه بیمار اظهار داشته یا انجام داده‌است، ارائه می‌کند. برای مثال، اگر بیمار با عصبانیت و از روی خشم از پدرش صحبت می‌کند، روان کاو ممکن است نشانه‌های کنونی بیماری را نشانی از احساس‌های سرکوب شدهٔ شخص نسبت به پدرش بداند.

۳. تحلیل رؤیا. فروید رؤیا را شاهراهی که به ناخودآگاه ختم می‌شود می‌دانست، چرا که در میان خواب، خود قادر به دفاع کردن از خویش در برابر تعارض‌ها ی ناخودآگاه که به صورت‌های گوناگونی در خواب نمود می‌یابند، نیست.

۴. مقاومت. روان‌کاو با مشاهدهٔ گفته‌های بیمار به کاوش پیرامون نمونه‌های مقاومت، یعنی تمایل به باز داری از ابراز آزادانهٔ مطلب ناخودآگاه آن‌ها می‌پردازد؛ مثلاً اگر بیمار در مورد گفتگو در بارهٔ یک موضوع مقاومت می‌کند، در این صورت روان کاو سعی می‌کند با دنبال کردن موضوع دلیل مقاومت را دریابد.

۵. انتقال. در میان روان‌کاوی، بیمار ممکن است احساس‌هایی را که در سال‌های گذشتهٔ زندگی خود به خصوص در مورد پدر، مادر یا سایر افراد با اهمیت تجربه کرده‌است، در روابط خود با درمانگر، انعکاس دهد. این پدیده انتقال نام گرفته‌است. روان کاو این واکنش‌های هیجانی را واقعی نمی‌پندارد و آن‌ها را از زاویهٔ تعارض‌های حل نشدهٔ دوران کودکی یا روابط قبلی بیمار می‌نگرد و مورد تفسیر قرار می‌دهد.

منبع: ویکی‌پدیا
[ یکشنبه سوم اردیبهشت 1391 ] [ 16:15 ] [ سید حسین اطیابی (مشاور خانواده) ]
 
نکته قابل تامل:
 
دو قطره آب كه به هم نزديك شوند، تشكيل يك قطره بزرگتر ميدهند...ا
 
اما دوتكه سنگ هيچگاه با هم يكی نمی شوند !ا

پس هر چه سخت تر و قالبی تر باشيم،
فهم ديگران برايمان مشكل تر، و در نتيجه
امکان بزرگتر شدنمان نيز كاهش می یابد...ا

آب در عين نرمی و لطافت در مقايسه با سنگ،
به مراتب سر سخت تر، و در رسيدن به هدف خود
لجوجتر و مصمم تر است.ا

سنگ، پشت اولين مانع جدی می ايستد.ا
اما آب... راه خود را به سمت دريا می يابد.ا

در زندگی، معنای واقعی
سرسختی، استواری و مصمم بودن را،
در دل نرمی و گذشت بايد جستجو كرد.ا

 با آگاهی و شناخت؛

گاهی لازم است كوتاه بيايیم...ا
ا
گاهی مجبور می شویم نادیده بگیریم...ا

گاهی نگاهمان را به سمت ديگر بدوزیم که نبینیم....ا

گاهی نمیتوان بخشید و گذشت...

اما می توان چشمان را بست
و عبور کرد.

و آنگاه؛

 بخشیدن را خواهیم آموخت.

[ سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391 ] [ 22:57 ] [ سید حسین اطیابی (مشاور خانواده) ]
 
 
ده قانون ساده تربيت کودکان

۱. رفتار درست بچه ها را تقویت کنید

 رفتار درست بچه ها را تقویت کنید نه بد رفتاری شان را درخواست های مؤدبانه ی بچه ها را تقویت کنید، نه نالیدن ها، فریاد زدن ها، کج خلقی ها یا قهر کردن هایشان را. سعی کنید بحث و گفت و گوهای آرامی را که در بینتان وجود دارد، چند برابر کنید، نه مجادله کردن، پافشاری و جنگیدن هایی که گاه و بیگاه بینتان به وجود می آید.

۲. به آنها بیاموزید که قبل از صحبت فکر کنند

همیشه در حین حرف زدن با فرزندانتان از آنها بپرسید: «منظور تو دقیقاً چیست؟ چقدر راجع به این حرف فکر کرده ای؟» از او بخواهید که همیشه حرف هایش را بسنجد بعد آنها را بر زبان بیاورد؛ اگر به این روش عمل کرد، برای ثابت قدم بودنش به او پاداش دهید.

۳. از فرزندانتان توقع رفتار خوب داشته باشید

بچه ها باید بدانند که شما چه توقعی از آنها دارید و آنها چه توقعی می توانند از شما داشته باشند. وقتی بچه ها بتوانند پیش بینی کنند که عکس العمل شما در برابر رفتارشان چگونه خواهد بود، می توانند رفتارهای انتخابی خود را بهتر کنند. مطمئن باشید که می توانید.

۴. بچه هایتان را به شیوه ای تربیت کنید که در هر موقعیتی به مقتضای آن موقعیت رفتار کنند.

به آنها بیاموزید که تلاش کردن، اساسی ترین چیز است. آنها را در موقعیت های خوب تشویق کنید. وقتی شما فرزندتان را تشویق می کنید، آنها ایمان و اعتماد شما را به خودشان می بینید و در نتیجه به خودشان و توانایشان ایمان می آورند.

۵. وقتی الگوی بد رفتاری را تشخیص دادید، شیوه ی رفتاریتان را تغییر بدهید

به فرزندتان قوانین رفتاری حاکم بر خانواده تان را بگویید؛ دقت کنید که این قوانین باید مشخص، ثابت و عقلانی باشد. از جدولهای رفتاری و تعهدات استفاده کنید، موقعیت ها و رفتارهای خوبشان را پر رنگ کنید؛ از آنها حمایت کنید و تشویق هایتان را هم در این جدول بگنجانید.

۶. تنبیه معقول در نظر بگیرید

در برابر بچه هایتان از تنبیه هایی استفاده کنید که به آنها بیاموزد در برابر اعمال و رفتارشان مسؤلند. تنبیه های معقول می تواند کار ساز باشد. این تنبیه ها می توانند شامل محدود کردن و کوتاه کردن زمان های بیرون بودنشان باشند. فراموش نکنید وقتی از دستشان عصبانی هستید به هیچ عنوان آنها را تنبیه بدنی نکنید!

۷. از کودکی به آنها درس زندگی بدهید

وقتی فرزندتان هنوز کوچک هستند، مسؤلیت پذیری و تصمیم گیری را به آنها یاد بدهید. این دروس، آنها را برای دنیای واقعی آماده خواهد کرد. به خاطر داشته باشید که بچه ها به محدودیت ها، ساختار و قوانینی پایدار و یکنواخت احتیاج دارند.

۸. به آنها عشق بورزید

علی رغم رفتارهای خوب یا بد فرزندانتان به آنها عشق بورزید و روی نکات مثبت اخلاقی و رفتاریشان تمرکز و توجه کنید.

۹. بگویید که کار خوب بدون پاداش نخواهد ماند

برای اینکه فرزندتان نسبت به انجام کارهای درست احساس خوبی داشته باشند، باید به آنها بیاموزید، که خودشان در پی بدست آوردن پاداش کار درست خود باشند.

۱۰. محیط و فضای خانوادگی سالم و دلپذیری را ایجاد کنید

استعدادها و توانایی هایشان را تایید کنید و ضعف هایشان را بپذیرید و در رفع این ضعف ها به آنها کمک کنید. قبول کنید که هیچ کس بدون عیب نیست و به آنها فرصت جبران بدهید.
[ شنبه دوازدهم فروردین 1391 ] [ 12:8 ] [ سید حسین اطیابی (مشاور خانواده) ]
مناظر استثنایی در کره زمین که باید حتماً دیدمناظر استثنایی در کره زمین که باید حتماً دیدمناظر استثنایی در کره زمین که باید حتماً دیدمناظر استثنایی در کره زمین که باید حتماً دید

ده راز از زندگی افرادی که طول عمر زیادی کسب کرده اند:

۱-با حل جدول، مطالعه کتاب، بازی شطرنج و حل مسایل ریاضی ذهن و مغزشان را فعال و شاداب می‌کنند.
۲- درد و رنج را تحمل می‌کنند و شکایت نمی‌کنند و از زندگی خود راضی هستند
۳- از روابط اجتماعی‌شان لذت می‌برند.
۴- علاقه‌شان به فعالیت را حفظ می‌کنند.
۵- کمبود خواب ندارند و دست کم ۷ ساعت در شب می‌خوابند.
۶- به ندرت مضطرب و افسرده می‌شوند.
۷- به خداوند ایمان دارند و عبادت می‌کنند و آرام می‌شوند.
۸- نگران مسایل مالی نیستند.
۹- باور دارند که می‌توانند شاد باشند.
۱۰- برون‌گرا هستند

[ جمعه یازدهم فروردین 1391 ] [ 12:50 ] [ سید حسین اطیابی (مشاور خانواده) ]
بهاربهار 

«خداوندا آرامشي به من عطا فرما تا بپذيرم آنچه را که نمي‌توانم تغيير دهم و شجاعتي که تغيير دهم آنچه را که مي‌توانم و دانايي که اين دو را از هم تشخيص دهم.»

نوروز مبارک

 

حلول سال ۱۳۹۱بر همه عزیزان وبازدیدکنندگان وبلاگ مبارک باد .نشاط  شادابی سلامتی وتحویل حال به احسن حال را برای همگان آرزو دارم.

توصیه به خودم:

یادم باشد که زیبایی‌های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی‌های بزرگ باشند
یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می‌خواهم باشند
یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی‌تواند مرا با خود آشتی دهد
یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی‌تواند با دیگران مهربان باشد.هر روزتان نوروزباد 

[ یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390 ] [ 8:5 ] [ سید حسین اطیابی (مشاور خانواده) ]

سخت نگیرید تا از زندگی لذت ببرید

 

روزهای کودکیتان را به خاطر دارید؟
آن روزها هیچ چیز به نظرتان پیجیده نمی رسید. تنها چیزی که به آن فکر می کردیم مداد رنگی و شکلات و عیدی بود. چیزهایی که نمی دانستیم هیچ اهمیتی برایمان نداشتند چون به چیزهایی که احتمال داشت اذیتمان کنند کاملاً بی توجه بودیم.
اما هرچه سنمان بالاتر رفت نسبت به چیزهای اطرافمان حساسیت بیشتری پیدا کردیم. مثلاً زندگی و مرگ، دوست داشتن و جدایی، موفقیت و شکست. متوجه شدیم که تقریباً هر روز مجبوریم که نگران آدم ها و اتفاقات مختلف باشیم.

با اینحال، همیشه این را به یاد داشته باشید:
هیچوقت فکر نکنید که این چیزها مسئول احساس شما هستند. اتفاقات و موقعیت ها نیستند که آزارتان می دهند، این نگرش شما به آنهاست که چنین حسی ایجاد می کند.

چیزهای ساده را جدی بگیرید: به قدرت لبخند و خنده، اعتماد کنید. مهربانی، صداقت، رویا و خیال را باور کنید. مثبت زندگی کردن اولین قدم برای خوشبختی است.

تمرین آرامش کنید

به اشتباهاتتان بخندید

احتمالاً وقتی را به خاطر می آورید که میخواستید سخنرانی کنید و یکدفعه احساس کردید که ذهنتان در وسط سخنرانی خالی شد. حسابی ترسیده بودید. اما به احتمال خیلی زیاد شنوندگانتان ظرف یکی دو روز به کلی آن را فراموش کرده اند. همه ما گه گاه خراب می کنیم. اما خوشبختانه مردم این چیزها را خیلی زود فراموش می کنند.

• اطرافتان را با چیزهایی پر کنید که دوست دارید.

• از لحظاتتان فیلمبرداری کنید و آن را بعنوان یادگاری نگه دارید.

• خودتان را از آدمهایی که ناراحتتان می کنند دور نگه دارید.

• اگر کارتان با وجود اینکه حقوق بالایی دارد اما برایتان خسته کننده است، قبل از اینکه از آن بیرون بیایید، کاری پیدا کنید که دوست دارید.

• اگر کسی میخواهد مجبورتان کند که حرفش را قبول کنید با اینکه به هیچ وجه با او موافق نیستید، از آنها دوری کنید.

• اگر مسافرتی بهتان پیشنهاد شده، حتماً بپذیرید.

• درستان را ادامه دهید.

• هیچوقت نمی دانید که چقدر می خواهید زندگی کنید پس از موقعیت های زندگی نهایت استفاده را ببرید.

• برای خوشحال و خوشنود کردن دیگران به خودتان سختی ندهید. از عهده تان خارج است، هرچند ارزشش را هم ندارد. اما اگر می خواهید کار خوبی در حق کسی کنید، از عزیزانتان شروع کنید.

• تناسب اندامتان را حفظ کنید. همان آدم جذابی باشید که همیشه تصور می کردید. قدردان سلامتیتان باشید.

• فرضیات را کنار بگذارید. قبل از اینکه سخنرانیتان را خراب کنید، از فکر خراب کردن آن اعصاب خودتان را خرد نکنید. از اینکه ممکن است مصاحبه کاری را خراب کرده و کاری که می خواهید را از دست بدهید، از قبل نگران نباشید. بد نیست که انتظار اتفاقات بد را داشته باشیم اما نباید هم فقط انتظار اتفاقات بد داشته باشیم.

• طرز تفکرتان را عوض کنید. وقتی کسی مسخره تان می کند، از سابقه خانوادگیتان انتقاد می کند یا برای اشتباهات گذشته محکومتان میکند، گوش هایتان را ببندید. لازم نیست هر چیزی که می شنوید را باور کنید. شما خودتان را بهتر از هر کس دیگری می شناسید. هیچوقت اجازه ندهید که برای خودتان افسوس بخورید.

یادتان باشد: اینکه بقیه آدم ها نسبت به یک موقعیت مشابه چه واکنشی نشان می دهند خود را ناراحت نکنید. وقتی دیدگاهتان منفی شده است، ناراحتید، عصبانی هستید، حسودی می کنید یا امثال آن، بدون اینکه بدانید همه انرژی و اشتیاق خودتان را هم کور می کنید. باید سعی کنید این احساسات منفی را در پایینترین حد نگه دارید چون مغلوب شدن در برابر این احساسات باعث می شود غیرمنطقی رفتار کنید و تصمیمات نادرستی بگیرید.

[ جمعه بیست و ششم اسفند 1390 ] [ 23:6 ] [ سید حسین اطیابی (مشاور خانواده) ]
چچند نکته چچ

ا"❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡♡❤♡❤♡❤♡❤❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡

آبي باش...ا
 مثل آسمان...ا
تا عمري به هواي تو
"سر به هوا باشم"

❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤

هرگز در زندگي اين دو را ابراز نكنيد:
نخست، آنچه نيستيد
و دوم ، همه آنچه هستيد!
 
❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤

تلاش كنيم نديده ها را ببينيم
ديدن آنچه كه همه ميبينند...
هنر نيست!

❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡

دور دست جاييست كه تو نيستي... 
و اندوه يعني
لحظه اي كه بي حضورت ميگذرد...

❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡

نه صدايش را نازك كرده بود
نه دستانش را آردي...
از كجا بايد به گرگ بودنش شك ميكردم؟؟

❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤

تيغ روزگار شاهرگ كلامم را
چنان بريده
كه سكوتم بند نميايد!

❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡
 
چه خوشبختي بزرگي است...
بدبختي هاي كوچك!

❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡

بيش از حد عاقل بودن...
كار عاقلانه اي نيست!

❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡♡❤♡❤❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡

اگر درد داري 
تحمل كن...
روي هم كه تلنبار شد
ديگر نميفهمي كدام درد
از كجاست...
كم كم خودش...
بي حس ميشود!!

❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡

برهنه ات ميكنند 
تا بهتر شكسته شوي
نترس، گردوي كوچك!
آنچه سياه ميشود...
روي تو نيست، دست آنهاست

❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡♡❤♡❤♡❤❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡

آنروز كه ما حسرت نان مي خورديم
سر در بر هم به زير پر ميبرديم
تا سير شديم جدا ز هم گرديديم
اي كاش كه از گرسنگي ميمرديم

❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡

دارد برف می آید
 در گوش دانه های برف نام تو را
زمزمه خواهم کرد
 تا برف  از شوق حضورت بهار را لمس کند
 
❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡

لعنت به همه قانون های دنیا
که در آن شکستنِ دل... 
پیگردِ قانونی نـَدارد
 
 
 
❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤
 
یادم نرود که: من تنها هستم... اما تنها من نیستم که تنها هستم!
قسمتی از ایمیل:ش شاهمرادی
❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤

[ جمعه بیست و ششم اسفند 1390 ] [ 7:42 ] [ سید حسین اطیابی (مشاور خانواده) ]

 

چرا به آرزوهایتان نمی رسید؟
کلید موفقیت در این است که هدف خود را تعیین کنید و آن‌گاه طوری عمل کنید که گویی امکان شکست وجود ندارد و همین‌طور هم خواهد شد.
 از اساسی‌ترین و اصلیترین شرایط موفقیت یک انسان در زندگی فردی و اجتماعی داشتن قدرت «مدیریت خود» است. انسان موفق، ریشه همه موفقیت‌ها را در درون خود جست‌جو می‌کند.

همیشه تصورات یا باورهای اشتباهی درباره موفق شدن وجود دارد. این باور‌ها مسیر موفقیت را پر از دست‌انداز کرده و درست مانند سدهایی هستند که موفق شدن را سخت یا ناممکن می‌کنند. گرچه معمولا و در بیشتر متون راه‌های رسیدن به موفقیت طرح و بررسی می‌شوند، اما جا دارد به موانع موفقیت نیز اشاره و آن‌ها را بشناسیم. در اینجا برخی از موانع موفقیت را معرفی می‌کنیم. آیا شما نیز با چنین موانعی روبه‌رو بوده‌اید؟

 این موانع می‌تواند ما را از مسیر موفقیت دور کند

پشت گوش اندازی

افرادی که علامت مزمن این «بـیـمـاری» در آن‌ها دیده می‌شود، مایلند با این جملات توجیه کننده که «تمام کردنش کاری نخواهد داشت» و یا «نگران نباش، وقت برای انجام دادنش بسیار است»، کار‌ها و وظایفشان را برای همیشه از سر خود باز کرده و به تعویق بیندازند. اگر کاری در حد و اندازه قابلیت‌هایتان به شما روی آورد ولی به دلیل عذر و بهانه‌های ذکرشـده از انجام آن ممانعت به عمل آوردید، قطعا پشت گوش اندازی مشکل اصـلی بـوده و باید مرتفع شود. احساس می‌کنید که زمان در اختیار شماسـت، اما هنگامی کـه وقـت موعود نزدیک می‌شود، برای اتمام کار به سرعت هجوم می‌آورید و نتیجه آن خواهد شد که آن طور که در ابتدا مد نظرتان بود از انجام عمل مورد نظر بازخواهید ماند.

ترس از موفقیت

مانع اصلی دیگر برای رسیدن به پیروزی واهمه داشتن از موفقیت است. با اینکه چنین افرادی دقیقا می‌دانند که برای موفق شدن به چه چیزی نیاز دارنـد، امـا به دلیل داشتن ترس از موفقیت قادر به رسیدن به اهداف والای خود نیستند. در نـظـر ایـشـان راه پـیـش رو، مـخـوف و رعـب آور است. نگرانی از آینده و همه مسایلی که در ‌‌نهایت گریبانگیر او خواهد شد، منجر به فقدان بصیرت و بازماندن آن‌ها می‌شود؛ مـخـاطرات ذاتـی روند تجارت، رام نشدنی به نظر خواهد رسید. تشخیص و حل این مشکل آسان‌تر از برخورد با پشت گوش انـدازی است. فردی که از پذیرش مسوولیت‌هایی کــه موفقیـتـش را به همراه خواهد داشت وحشت دارد، بـا کمی هم محوری و اندکی صبر و شکیبایی می‌تواند شرایط را به نفع خود تغییر دهد.

وسواس

افراد موفق دارای خصوصیتی مشترک هستند و آن قابـلیـت تمرکز بر اندیشه‌های بـزرگ است. برای بسیاری اتخاذ چنین دیدگاهی مشکل است چراکه خود را کاملا محدود و متعهد به انجام کارهای جزیی و کوچک می‌کنند. تلاش زیاد برای انجام کارهای جزیی زیان آور است چراکه زاویه دید را محدود خواهد کرد. اگر برای اتمام هر کار کوچکی مصر باقی بمانید، هرگز قادر نخواهید بود به اهداف والای خود دست پیدا کنید. این گونه افراد، سخت کوشی و تلاش زیاد را لازمه زندگیشان دانسته اما عزم و اراده خود را برای کاربر‌ها و مصارف مفید به کار نمی‌بندند. تنظیم دقیق مهارت‌های مدیریـت زمـانـی در برطرف کردن این مشکل کمک فراوانی خواهد کرد.

احساس ناامنی

افراد ضعیف و سست بنیان به علت داشتن احساس ناامنی، در کارشان پیشرفتی حاصل نمی‌شود. شاید یکی از دلایل عدم موفقیت این گونه انسان‌ها در بی‌میلی آن‌ها برای نشان دادن برش از خودشان نهفته شده باشد. علت ترس نیست؛ فقدان اطمیـنان و اعـتـمـاد باعث عقب ماندن آن‌ها می‌شود.

از اساسی‌ترین و اصلیترین شرایط موفقیت یک انسان در زندگی فردی و اجتماعی داشتن قدرت «مدیریت خود» است. انسان موفق، ریشه همه موفقیت‌ها را در درون خود جستجو می‌کند

اطرافیان و دوستان نامناسب

ممکن است شما همه شرایط لازم برای رسیدن به اهدافتان و ارایه انعکاس فردی موفق از خود را دارا باشید، اما آیا دوستانتان شـما را در این راه همراهی می‌کنند؟ ممکن اسـت آن‌ها دیـدگـاه مـتـفـاوت و مـتـضـادی از مـوفـقیت نسبت به شـما داشـتـه باشند (یا اصلا دیـدگاهی نداشته باشند). دوسـتـان به علت تاثیرات منفی راه رسیدن بـه موفـقیـت را برایتان سخت و دشوار می‌کنند. برخی از اطرافیان حتی ممکن است متوجه پـتـانـسیـل و استعدادهای نهانی شما نشده و باعث زمین خوردگی و تردید در قابلیت‌ها و توانایی‌ها شوند.

فقدان منابع و امکانات

شاید هیچ چیزی ناراحت کننده‌تر و ناهنجار‌تر از این مـوضـوع نـیست که انسان با وجود داشتن همه قابلیـت‌های لازم جـهت رسـیدن بـه مـوفقیت، فقط به دلیل عوامل خارج از کنترل خود، از پیشرفـت باز ماند. فقدان منابع مالی یا کمبود زمان به دلیل نگهداری از خانواده یا مسوولیت‌های دیگر می‌تواند یک قاتل واقعی باشد. رشد کـردن زیـر خـط فقر یا تامین کردن نزدیکانی که به شما نیازمند هستند، آینده را بسیار متفاوت از آن چـیـزی کـه در تصـورتـان بوده، ترسیم خواهد کرد.

نیاز به دیدگاهی درون نگر

 یک معلم مدرسه، یک مهندس طراح، یک افسر ارتش و یک کارگر ساده یا یک سرایدار می‌تواند به طرق مختلفی مـوفق باشـد؛ با اینکه موفقیت در کار ممکن است جذاب‌تر از همه به نظر برسد، اگر در زمان مـورد انتـظار به آن دست نیافتید، بیمناک نشوید. یـک قـدم بـه عـقـب بـرگردید و عـلـت را بـررسـی کنید. در ‌‌نهایت خواه دوستانتان مقصر باشند و خواه اعتمادبه نفستان، دقت کنید که به منظور بهینه کردن فرصت‌ها برای به دست آوردن موقعیتی موفق‌تر و راضی کننده‌تر، قدم‌های صحیحی بردارید.
موفقیت

حداقل شرط لازم برای موفقیت...

* من باید موانع موفقیت را بردارم.

* خواستن توانستن است.

* من باید موفق بشوم.

* من باید درستکار باشم.

* من باید تصمیم اساسی برای موفق شدن بگیرم.

* من باید خوب درس بخوانم.

* من باید تلاش کنم.

* من باید، باید، باید...

از اساسی‌ترین و اصلیترین شرایط موفقیت یک انسان در زندگی فردی و اجتماعی داشتن قدرت «مدیریت خود» است. انسان موفق، ریشه همه موفقیت‌ها را در درون خود جستجو می‌کند.

منشأ تمام پیروزی‌ها در وجود ماست. انسانی که نگاه مثبت و فعال در زندگی دارد خواهان کار، کوشش و تلاش است و برای خود برنامه دارد.

انسان موفق، زمام زمان را به دست داشته و بهترین بهره را از آن می‌برد. انسان موفق شکست‌ها و عقب افتادن‌های خود را با بهانه‌های پوچ توجیه نمی‌کند.

کشیدن پا روی زمین، حرکت بدون انرژی، چشم‌های خسته و بی‌حال و گاهی خواب‌آلود، غرغر کردن و بد و بی‌راه گفتن به زمین و زمان، پوشیدن لباس‌هایی که همواره اعتراض به دنبال دارد و ظاهری که نشان از بی‌ نشاطی است، تأخیر در کار‌ها، اعتراضات و... نشان دهنده نداشتن مدیریت خود و زمان است. مدیریت به معنای اداره کردن، برنامه‌ریزی و حرکت در چارچوب آن برنامه به سوی هدف است.

استفاده مناسب از امکانات تحت اختیار برای پیشرفت، و هر چیز را در حیطه نفوذ و تحت تأثیر خود، در جای و محل شایسته و بایسته خود نهادن است.

حداقل شرط لازم برای موفقیت در هر زمینه‌ای یادگیری مداوم است.

همیشه کارهای خود را بنویسید و آن‌ها را طبقه‌بندی کنید؛ سپس از مهم‌ترین آن‌ها شروع کنید.
هر موقعیتی را می‌توان مثبت تلقی کرد، به شرط آنکه آن را به عنوان فرصتی برای رشد و پیشرفت در نظر بگیریم

از سلامت جسمانی خود به بهترین نحو مراقبت کنید. نیرو و نشاط برای موفقیت و خوشبختی ضروری است. در مورد تعیین هدف‌های خود قاطعیت داشته باشید، اما در مورد روش دستیابی به آن‌ها انعطاف‌پذیر باشید.

برای رسیدن به هر یک از هدف‌های خود مهلتی تعیین کنید.

آنچه بیش از هر چیز با موفقیت و خوشبختی همسویی دارد خوشبینی است.

هر موقعیتی را می‌توان مثبت تلقی کرد، به شرط آنکه آن را به عنوان فرصتی برای رشد و پیشرفت در نظر بگیریم.

اگر در هر شخص و در هر شرایطی به دنبال نقاط مثبت باشید، تقریباً همیشه آن را پیدا خواهید کرد.

وقتی خدا بخواهد برای شما هدیه‌ای بفرستد آن را در مشکلی می‌پیچد. هر چه مشکل بزرگ‌تر باشد، هدیه هم بزرگ‌تر است!

هر وقت احساس ترس کردید، شجاعت را با «شجاعانه عمل کردن» در خود پرورش دهید.

کلید موفقیت در این است که هدف خود را تعیین کنید و آن‌گاه طوری عمل کنید که گویی امکان شکست وجود ندارد و همین‌طور هم خواهد شد.

هر تجربه‌ای را به یک تجربه آموزنده بدل کنید. در هر ناامیدی و شکستی، به دنبال درس با ارزش باشید. 
منابع: روزنامه شرق
[ جمعه نوزدهم اسفند 1390 ] [ 6:53 ] [ سید حسین اطیابی (مشاور خانواده) ]
از زیبایی های راه زندگی استفاده کنیم ولی مراقب پیچ وخم ها وفراز ونشیب های آن هم باشیم.

نامه یک روانشناس به دخترش

سحر نام تمام دختران دنیاست

سحر جان نکاتی هست که باید بدانی ، هرچند که می دانم می دانی پس هدف از این نوشته فقط یادآوری دانسته های توست تمامی انسانها در طول کار و زندگی خود انتظاراتی دارند که برآورده نشده است که اغلب زمینه ساز ناخشنودی های آنان بوده است لذا درصدد برآمدم تا راهی را برای ارتباط بهتر با تو پیدا کنم پس تصمیم گرفتم برایت نامه ای بنویسم تا آنجا که می دانم واقعیت مانند هوا می ماند آن را نمی توان تغییر داد و بجای صرف انرژی جهت مبارزه با واقعیتها باید آن را بپذیری و به زندگی ات ادامه بدهی لذا برای این که موضوع را بیشتر برایت روشن کنم از مدیریت فردی شروع می کنم

مدیریت فردی :
همه ما برای زندگی خود برنامه منظمی داریم و اهدافی که درذهن می پرورانیم و تلاش می کنیم که به آنها دست پیدا کنیم لذا دقت کن که نکات ذیل را به خاطر بسپاری
1- هدف خود را تعریف کن
2- هدفت را مجهول و مبهم نگذار و به روشن ترین شکل ممکن آن را برای آینده تعریف کن
3- اقدامات خود را در جهتی قرار بده که به آن هدف برسی
4- کارهایی را که برای رسیدن به اهدافت باید انجام دهی ، مشخص کن
می دانی دخترم زمانی که مشکلات بروز می کنند، اتفاقات غیر منتظره رخ می دهند ، وقتی در جاده ای هستی که همه چیز سربالایی به نظر می رسد ، وقتی پولت کم و بدهی هایت زیاد است ، وقتی می خواهی بخندی و آه می کشی ، وقتی غم و عصه هایت زیاد است و می خواهد تو را به زیر بکشد چه می کنی؟ آیا فریاد می زنی، آیا رها می کنی و می روی در پی سرنوشت ، واقعا چکار می کنی؟

اگر لازم است کمی بیاسای ولی تسلیم نشو زیرا زندگی پر از فراز و نشیب های فراوان است و این موضوعی است که گهگاهی اتفاق می افتد و چه بسیار کسانی که شکست خوردند در حالی که با کمی مداومت می توانستند پیروز شوند . تنها کسانی موفقیت را درک کردند که تسلیم نشدند هرچند سرعتشان کم بود هرچند گامهای ایشان کند بود زیرا آنان فقط به رسیدن فکر می کردند رسیدن به آنجایی که باید می رسیدند .

دخترم باید بدانی که زندگی یک سفر است و هر بخش از آن یک سفر کوتاه اما در نوع خود کامل . از یک نویسنده ناشناس می خواندم که زندگی را این گونه تفسیر کرده بود که چه سخت است رفتن و چه سخت تر از آن است که پاهایت زخمی و کوله ات پر از مشکلات باشد ولی سخت تر از آن این است که ندانی به کجا می روی .

حتما ً سؤال خواهی کرد از کجا بدانم باید کجا بروم. نمی دانم آیا کتاب آلیس در سرزمین عجایب را خوانده ای یا خیر ؟ آلیس وقتی در سرزمین عجایب گم شد تقاضای کمک کرد و گربه به او گفت به کجا می خواهی بروی ، آلیس گفت نمی دانم ، گربه گفت پس فرقی نمی کند به کجا بروی . پس دقت کن به کجا می روی ، با کدامین پا می روی و به کدام سو می روی زیرا مسافری در شهری غریب بدون داشتن نقشه گم می شود.

پس باید مسیر زندگی ات را مشخص کنی ، هدفت از طی این مسیر زندگی چیست و این را بدان که هیچ ثروتی در تپه های قدیمی یافت نمی شود ثروت در یک قدمی ماست خوشبختی در نزدیکی ماست ، فقط باید چشم باز کنی و ببینی .

دقت کن چه عینکی از پیش داوری ها بر روی صورت تو قرار گرفته است ، اسیر کدام رنگی و چه رنگی را برای ادامه مسیر انتخاب کرده ای ، خشم ، نفرت ، جنگ ، صلح ، دوستی و یا آشتی ؟ آیا هیچ اندیشیده ای که کدام را انتخاب کرده ای و یا از کدام یک از آنها در حال استفاده هستی؟ قبل از هرچیز و هر انتخاب کمی استراحت کن تا بتوانی در حین عبور از صخره های زندگی با فکر عمل کنی تا به واحه های پر از آب و خوشبختی برسی . پس عجله نکن کمی بیاسای و اندیشه کن.منبع: اینترنت

[ پنجشنبه هجدهم اسفند 1390 ] [ 8:10 ] [ سید حسین اطیابی (مشاور خانواده) ]
درباره وبلاگ

معرفی :

سید حسین اطیابی (مشاور خانواده) متولد 1321 شهرستان گلپایگان(وانشان)

میزان تحصیلات:کارشناسی ارشدمشاوره و راهنمایی ودارای مجوز رسمی مشاوره از سازمان نظام روانشناسی و مشاوره جمهوری اسلامی ایران و باتلفن های تماس 22313710 و09123071712
و44649964 (مرکز مشاوره ارشاد تهران)
سوابق شغلی:

سید حسین اطیابی درمهر ماه 1321 درشهرستان گلپایگان(وانشان) متولد شد.تحصیلات ابتدایی ودبیرستا ن ودانش سرای مقدماتی خود را در همان شهر گذراند ودر مهر ماه سال 1341 به استخدام وزارت آموزش وپرورش درآمد .مدت هشت سا ل با سمت های مختلف از جمله آموزگاری , مدیردبستا ن ودبیر دبیرستا ن در شهرهای خوانسا ر وگلپایگا ن خدمت کرد ودرسال1347 جهت ادامه تحصیل در دانش سرای راهنمایی به اصفهان رفت وپس از یک سال تحصیل وخدمت درآن شهر در رشته تربیت مشاور راهنمایی تحصیلی دانش سرای عالی تهران پذیرفته شدو به صورت مامور در این رشته به ادامه ی تحصیل پرداخت.در خرداد ماه سال53 با کسب رتبه سوم به اخذ لیسانس مشا وره وراهنمایی نایل گشت ومدت 2سال در منطقه ی9 آموزش وپرورش تهران (منطقه ی8 فعلی)به سمت مشاور تحصیلی مشغول وسپس در سال 5 5 مجددا دردانشگاه تربیت معلم تهران در مقطع کار شناسی ارشد مشاوره وراهنمایی مامور به تحصیل شد .در سال 57 باکسب رتبه ی اول در کارشناسی ارشد دانشگاه مذکور فار غ ا لتحصیل و به سمت مشاور راهنمایی تحصیلی مجددا در منطقه ی9 تهران به ادامه ی خدمت پرداخت.

پس ازپیروزی انقلاب اسلامی در سال 58 ودر زمان وزارت شهید رجایی در آموزش وپرورش، به ریاست آموزش وپرورش ناحیه ی11 تهران برگزیده شد (منطقه4 فعلی). درسال 59 به مرکز تربیت معلم شهید دستغیب تهران منتقل وتا سال 75 در سمت های مدرس , مشاور ورئیس مرکز تربیت معلم شهید دستغیب خدمت نمود.در سال 75به مرکز تزبیت معلم بلال حبشی تهران منتقل وتا سال77 در سمت های مدرس و مشاور انجام وظیفه نمود وپس از36 سال خدمت آموزشی در وزارت آموزش وپرورش باز نشسته شد .لیکن خدمت خودرادر سمت مشاور خانواده درصدای مشاور سازمان بهزیستی که از سال72 به موازات خدمات آموزشی شروع کرده بود همچنان ادامه داد(به مدت 14 سال). جهت آشنایی بیشتر به وبلاگ:www.everyoneweb.com/hoseinمراجعه فرمایید.
بشارت باد برکسانی که سخنان مختلف را می شنوند واز بهترین آنها پیروی می کنند. خداوندا: آرامشي عطا فرما تا بپذيرم آنچه راکه نمي توانم تغيير دهم و شهامتي تا تغيير دهم آنچه راکه مي توانم و دانشي تا تفاوت اين دو را تشخیص دهم . من تحت حمايت خداوند مهربانم و هر لحظه هدايت مي‌شوم.
- من به خداوند مهرآفرين، اعتقادي راسخ دارم.
- من بااستمداداز خداوند و نيك‌انديشي می تو انم هر آن‌چه رااز نیکی ها بخواهم به سوي خود جذب ‌كنم.

روزگارتان پر از ایمان و عشق و امید باد.
کسی که یک چرایی برای زیستن داشته باشداز پس هر چگونه ای نیزبر می آید.
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم موجیم که آسودگی ما عدم ماست
لینک های مفید
امکانات وب
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت

جدیدترین قالبهای بلاگفا

.

.


كدهای جاوا وبلاگ

قالب وبلاگ

/html>